اینفودمیک؛ از همهگیری اطلاعات نادرست تا فروپاشی اعتماد در بحرانها و جنگها
کارشناس مسئول روابط عمومی و اطلاع رسانی مرکز بهداشت غرب با هشدار نسبت به گسترش بیسابقه اطلاعات نادرست در جریان بحرانها و جنگها، این پدیده را «اینفودمیک» نامیده و تأکید میکند که مدیریت اطلاعات و سواد رسانهای، امروز به اندازه مدیریت منابع و تجهیزات نظامی، برای بقای جوامع در شرایط بحرانی حیاتی است.
به گزارش روابط عمومی مرکز بهداشت غرب دکتر اکرم عزتی فرد؛ دکترای سلامت در بلایا و فوریت ها و مدیر روابط عمومی مرکز بهداشت غرب نوشت: اگر از شهروندان مناطق درگیر در بحرانهای اخیر بپرسید که بزرگترین چالش آنها در کنار بمباران و کمبود دارو چیست، احتمالاً پاسخهایی چون «سردرگمی در تشخیص اخبار واقعی از جعلی»، «ترس ناشی از شایعات درمانی» و «عدم اعتماد به منابع رسمی» را دریافت خواهید کرد؛ اما اگر از مسئولان بحران بپرسید برای مدیریت این چالش چه کردهاند، فهرستی از اطلاعیههای رسمی، کنفرانسهای خبری و گاهی انکار یا نادیدهانگاری شایعات را برمیشمارند.
واقعیت تلخ این است که در ساختار مدیریت بحران امروز، «اطلاعات» بهعنوان یک مؤلفه راهبردی کمتر از «آب، غذا و دارو» جدی گرفته میشود؛ مسئولان گمان میکنند با پخش چند پیام هشداردهنده یا برگزاری جلسات هماهنگی، وظیفه خود را در قبال آگاهیرسانی به مردم انجام دادهاند؛ درحالیکه بزرگترین آسیبها، نه از نبود اطلاعات، بلکه از «طوفان اطلاعات نادرست، متناقض و غیرمعتبر» سرچشمه میگیرد که اعتماد عمومی را تخریب و رفتارهای جمعی را به سمت قربانیهای غیرضروری سوق میدهد.
اینجاست که اهمیت حیاتی «مدیریت اینفودمیک» مشخص میشود؛ موضوعی که بهعنوان حلقه مفقوده مدیریت بحران در سازمانهای امروز، همچنان نادیده گرفته میشود.
اینفودمیک چیست؛ از همهگیری اطلاعات تا بحران اعتماد
واژه «اینفودمیک» (Infodemic) که از ترکیب دو واژه «اطلاعات» (Information) و «همهگیری» (Epidemic) ساخته شده، برای نخستینبار توسط سازمان جهانی بهداشت در دوران همهگیری کووید-۱۹ رواج یافت و به معنای «همهگیری اطلاعات» است؛ وضعیتی که در آن حجم عظیم اطلاعات دقیق، نادرست، گمراهکننده و حتی جعلی بهگونهای سریع و گسترده در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی منتشر میشود که تشخیص حقیقت را برای مخاطب غیرممکن میسازد.
امروزه متخصصان حوزههای گوناگون ازجمله پزشکی، روانشناسی، ارتباطات، علوم داده و مدیریت بحران بر این باورند که اینفودمیک در شرایط بحرانی و جنگی، به مراتب خطرناکتر از زمان عادی است؛ زیرا مردم در شرایط اضطراری، تشنه اطلاعات بوده و سریعتر تحت تأثیر شایعات قرار میگیرند. ترکیب «ترس، عدم قطعیت و فوریت» بستر مناسبی برای رشد و تکثیر اطلاعات نادرست فراهم میکند.
بر اساس طبقهبندی ارائهشده توسط کارشناسان بهداشت عمومی، پیامدهای اینفودمیک در بحرانها را میتوان در چهار سطح اصلی بررسی کرد:
۱. تهدید سلامت جسمانی: انتشار روشهای درمانی غیرعلمی یا محافظت نادرست در برابر مخاطرات جنگی (مانند توصیههای نادرست درباره استفاده از ماسکهای تنفسی، پناهگیری یا داروهای ضد تابش) که مستقیماً جان انسانها را به خطر میاندازد.
۲. بحران روانی و اجتماعی: تولید و انتشار شایعات وحشتآفرین درباره وسعت خسارتها، کمبود منابع یا جابهجایی جمعیت که باعث هراس جمعی، هجوم به مراکز درمانی، اختلال در نظم اجتماعی و کاهش تابآوری روانی جامعه میشود.
۳. تخریب سرمایه اجتماعی: وقتی مردم در تشخیص منابع معتبر از غیرمعتبر درمانده شوند، بهتدریج اعتماد خود را به تمامی نهادهای رسمی (دولت، رسانههای ملی و نظام سلامت) از دست میدهند و این «فرسایش اعتماد» در بلندمدت، هزینههای جبرانناپذیری برای حاکمیت به همراه دارد.
۴. اختلال در تصمیمگیری و مدیریت بحران: حضور همزمان چندین روایت متناقض درباره یک رویداد (مثلاً تعداد کشتهشدگان، میزان آلودگیهای شیمیایی یا وضعیت راههای تخلیه) تیمهای مدیریت بحران را در اتخاذ تصمیمات بهموقع و مؤثر دچار تردید و فلجسازی اطلاعاتی میکند.
چرا مدیریت اینفودمیک، هزینه نیست بلکه سرمایهگذاری برای بقاست؟
برخلاف رویکرد سنتی که اطلاعرسانی را یک «امر تشریفاتی» و «حاشیهای» میداند، مدیریت اینفودمیک بهکل سیستم و چگونگی جریان اطلاعات در سطوح مختلف جامعه مینگرد. این حوزه، ابتدا آسیبپذیریهای اطلاعاتی جامعه را ارزیابی کرده و سپس آنها را در طراحی ساختارهای اطلاعرسانی، نظام پاسخ به شایعات و آموزش همگانی اعمال میکند.در دنیای امروز که جنگها نه فقط در میدان نبرد، بلکه در «فضای مجازی» نیز رخ میدهند، سرمایهگذاری بر روی مدیریت اطلاعات نه یک اقدام خیرخواهانه، بلکه یک ضرورت راهبردی و امنیتی است. شواهد علمی و بینالمللی متعددی این ادعا را پشتیبانی میکنند:
گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO): بررسیهای جامع بر روی کشورهای درگیر بحران نشان میدهد که راهاندازی سیستمهای «رصد و پاسخ سریع به شایعات» در هفتههای نخست بحران، بهطور میانگین منجر به کاهش ۴۰ تا ۶۰ درصدی رفتارهای پرخطر جمعی و افزایش ۳۵ درصدی پایبندی عمومی به دستورالعملهای ایمنی شده است. این تغییرات بهطور مستقیم نرخ مرگومیر قابلپیشگیری را کاهش داده و آرامش روانی جامعه را حفظ میکند. مطالعات نشان میدهد که هر یک ساعت تأخیر در پاسخدهی به یک شایعه پرحجم، هزینههای تصحیح آن را تا ۷ برابر افزایش داده و اعتبار نهادهای رسمی را به شدت کاهش میدهد. در مقابل، نهادهایی که سامانههای «شفافسازی سریع اطلاعات» را فعال کردهاند، بازگشت سرمایه اجتماعی چشمگیری داشتهاند.
مشاهدات از جنگهای اخیر نشان داده است که گروههای معارض و حتی دولتهای متخاصم، «جنگ روایتها» را بهعنوان یک سلاح راهبردی به کار میگیرند و با تولید حجم عظیمی از محتوای جعلی، القابسازی (مانند نسبت دادن شکستهای درمانی به نظام سلامت) و ویدئوهای دستکاریشده، به دنبال تخریب روحیه ملی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت هستند.
چهار اصل راهبردی برای مواجهه با اینفودمیک در شرایط جنگی و بحرانی
بر اساس نظر کارشناسان و تجارب بینالمللی، مدیریت اطلاعات در بحرانها و جنگها باید مبتنی بر اصول زیر طراحی شود:
۱. راهاندازی «اتاق جنگ اطلاعات»: پیش از وقوع یا در ساعات ابتدایی بحران، ساختاری مشترک میان وزارت بهداشت، سازمان مدیریت بحران، نیروهای نظامی-امنیتی و رسانه ملی تشکیل شود تا همه پیامهای رسمی از یک خروجی واحد و با روایتی منسجم منتشر شود. هرگونه چندصدایی در این شرایط، به نفع موج اطلاعات نادرست خواهد بود.
۲. توانمندسازی «سفیران سلامت»: از میان گروههای مختلف مردم (معلمان، روحانیون، ورزشکاران و افراد تأثیرگذار محلی)، افرادی آموزش دیده و معتبر انتخاب شوند تا بهعنوان پل ارتباطی میان نظام سلامت و جامعه، اطلاعات درست را با زبانی ساده و قابلدسترس به مردم منتقل کرده و به شایعات محلی پاسخ دهند.
۳. رصد هوشمند و واکنش فوری: با بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی و تحلیل داده، فضای مجازی بهصورت شبانهروزی پایش شود و هرگونه شایعه، اطلاعات جعلی یا محتوای تحریکآمیز که میتواند باعث هراس جمعی شود، در اسرع وقت شناسایی و با انتشار «اطلاعات دقیق و مستند» خنثی شود؛ پیش از آنکه زمان انتشار یابد و اثر خود را بگذارد.
۴. ارتقای سواد سلامت و رسانهای در سطح جامعه: این اصل، بنیادیترین و بلندمدتترین راهکار است. باید از دوران مدرسه، برنامههای آموزشی منسجمی برای تشخیص اخبار معتبر از جعلی، شناخت منابع موثق و پرهیز از بازنشر اطلاعات تأییدنشده، در دستور کار قرار گیرد تا جامعه در مواجهه با بحرانها، خود بهعنوان «سپر اطلاعاتی» در برابر هجمههای مخرب عمل کند و نه بهعنوان «رسانهای بیدفاع» که هر شایعهای را بازنشر میدهد.
با حفظ ساختار و محتوای اصلی، متن خلاصهشده به این صورت است:
نقشه راه گذار به نظام سلامت هوشمند در برابر تهدیدات اطلاعاتی
تجربه همهگیری کووید‑۱۹ و جنگهای ترکیبی اخیر نشان داد که نظام سلامت، ناگزیر از «سلامتمحور کردن اطلاعات» است. کشورهای موفق در بحرانها، مدیریت روایت و فضای مجازی را همپای مدیریت درمان در اولویت قرار دادهاند. برای عبور از وضعیت سنتی و دستیابی به نظامی تابآور در برابر هجمههای اطلاعاتی، چهار پیشنهاد زیر به سیاستگذاران، مدیران بحران و متولیان سلامت ارائه میشود:
۱. تشکیل کارگروه دائمی اینفودمیک در ستاد بحران کشور: ساختاری فرابخشی متشکل از وزارت بهداشت، وزارت ارتباطات، صداوسیما و نهادهای امنیتی، بهصورت دائمی (نه فقط هنگام بحران) برای رصد، تحلیل و پاسخ به تهدیدات اطلاعاتی فعال باشد.
۲. تدوین پروتکلهای «پاسخ به شایعه» در مراکز درمانی و امدادی: همه مراکز باید از پیش، پروتکلهای روشنی برای واکنش به شایعات تخصصی خود داشته باشند تا در بحران، بهجای سردرگمی، بر اساس برنامهای مدون شفافسازی کنند.
۳. توسعه اپلیکیشنها و سامانههای هشدار سریع: بسترهای نرمافزاری که در بحران، اطلاعات رسمی، بهروز و مکانیسازیشده را در اختیار مردم قرار دهند تا دسترسی به «منبع درست» از «شایعه» راحتتر باشد.
۴. آموزش سواد رسانهای به کادر درمان و امدادگران: گروههای خطمقدم بحران، سفیران اطلاعات سلامت هستند؛ بنابراین آموزش تشخیص اطلاعات نادرست و روشهای صحیح انتقال پیامهای بهداشتی، باید بهعنوان بخشی از دورههای توانمندسازی آنان گنجانده شود.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که در عصر نبردهای ترکیبی و پیچیده، «اطلاعات» مهمترین سرمایه یک کشور و «مدیریت اینفودمیک»، خط مقدم دفاع از سلامت عمومی محسوب میشود. هر مدیری که به دنبال حفظ امنیت ملی، سلامت پایدار مردم و اعتماد اجتماعی است، باید بداند که نمیتوان در برابر طوفان اطلاعات نادرست با روشهای سنتی و منفعلانه ایستادگی کرد. آنچه امروز نیاز داریم، حرکت از «انفعال اطلاعاتی» به سمت «مدیریت هوشمندانه اطلاعات» است؛ رویکردی که نه فقط جانها را نجات میدهد، بلکه سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را نیز در طوفانهای بحران، مصون نگه میدارد.
کامنت